دانلود رمان انتقام نانوشته

دانلود رمان , دانلود رمان عاشقانه
خرداد ۱۶, ۱۳۹۸
بازدید : 607 بازدید

دانلود رمان انتقام نانوشته

در این مطالب از سایت دانلود رمان ، رمان انتقام نانوشته را آماده کردیم.برای دانلود رمان انتقام نانوشته از محدثه.ن در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

دانلود رمان انتقام نانوشته

دانلود رمان انتقام نانوشته

بخشی از رمان انتقام نانوشته :

نگاش می‌کنم
– بیا اینجا
با قدم های کوتاه و آروم میاد سمتم، به اتاقک اشارہ می‌کنم.
– اونجا یه دست لباس ھست، برو لباساتو عوض کن.
به اتاقکه نگاه می‌کنه وبعد به من، اروم میگه:
– باشه
میره سمت اتاق. یه دست لباس از رو تردمیل برمی‌دارم و ھمونجا لباسام رو عوض می‌کنم. یه تیشرت مشکی با شلوار ورزشی. میرم روی تردمیل و تنظیمش می‌کنم، روش راه میرم. از اتاقک میاد بیرون و نگام می‌کنه باهام فاصله داره.
– گرم کن
سرعت رو بیشتر می‌کنم، و شروع به دویدن می‌کنم. به اطراف نگاه می‌کنه و میره یه گوشه سالن دستگاه ها نه خیلی زیادن و نه خیلی کم، اولش درجا می‌زنه و بعدش چندتا حرکت کششی میره دست هاش رو به بالا می‌کشه و میره روی پنجه هاش، به زمین نگاه می‌کنه و حالت شنا دراز می‌کشه. به خیال خودش چون گوشه‌ی سالنه و تقریبا دستگاه ها جلوش گرفتن، نمی‌تونم ببینمش. نگاش می‌کنم و دستگاه رو خاموش می‌کنم، میام پایین، حواسش بهم نیست میرم تو رینگ و دستکش ها رو دستم می‌کنم، نگاش می‌کنم بلند میشه ‌ چندتا نفس عمیق می‌کشه. نگام رو می‌گیرم.
– بیا بالا.
به سمت رینگ نگاه می‌کنه و میاد این سمت و نگام می‌کنه. منتظر نگاش می‌کنم که بیاد تو رینگ، پایین تیشرتش رو که اومده بالا، می‌کشه پایین کمی و میاد داخل رینگ، دستکش ها رو می‌ندازم طرفش و می‌گیرتشون.
بامکث میگه:
– دستکش؟
بینمون فاصلست
– دستت کن
می‌کنه دستش
– حمله کن
چشماش گرد میشه و دوتا پلک می‌زنه و سرش رو تکون میده.
– ب..باشه
نگام بهشه مثل نظری گارد می‌گیره اول، و بعد با دوقدم میاد سمتم و پاش رو میاره بالا تا بزنه به پهلوم که با دستم دفع میکنم ضربه پاش رو
– سریعتـــــر، بهم مهلت نده.
نگام می کنه
– یالــا
میاد سمتم و این بار با سرعت بیشتر و پای مخالفش رو میاره بالا، تا میرسه نزدیک پهلوم میاردش پایین و با مشتش میزنه به قفسه سینم، میرم عقب
– محکم تر، قدرتو تو مشتت جمع کن ھمه قدرتتو.
نگاش به منه، و دست مشت شدم رو از جلوی چشاش به سرعت رد می کنم.
– ببین این سرعت، بزن.
چشماش رو می بنده و باز می کنه، میاد سمتم و پاش رو بیشتر میارمه بالا و تا نزدیک گردنم میاره و با مشت می زنه به پهلوم، سریع دستش رو می کشه عقب. پام رو می کشم زیر پاش و تعادلش رو از دست میده و می افته روی زمین.
– اایــی
نگاش می کنم.
– پاشو دقت، سرعت، قدرت ھر سه با ھم.
با حرص بیشتری بلند میشه و بلافاصله بعد از بلندشدنش پاش رو میاره بالا و محکم با کف پاش می کوبه به شکمم. چشام رو می بندم و باز می کنم و نگاش می کنم. دو تا مشتش رو پشت سرهم می زنه به قفسه سینم. دستاش رو می گیرم و می چرخونمش…

25
امتیاز :
دانلود رمان انتقام نانوشته
4.93 از 15 رای
دیدگاهتان را بنویسید